أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
58
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) شافعى در دنبالهء اين بحث مىگويد مسألهء وجوب اطاعت از رسول خدا براى كسانى كه محضر او را درك كردهاند و براى همهء مردم تا روز قيامت مطرح است ، بنابر اين راهى براى وصول اوامر رسول خدا براى كسانى كه او را نديدهاند غير از اخبار نيست ، و از جهتى مىتوان اخبارى را كه از پيامبر ( ص ) رسيده است به دو دسته تقسيم نمود ، يك دسته اخبار عمومى كه عموم راويان هم آنها را نقل كردهاند و غالبا بيان كنندهء چگونگى فرائض است و بندگان بايد امور واجب را آن چنان انجام دهند و يا از گناهان بپرهيزند و بدانند كه بايد اموال و جان خود را در راه او تسليم نمايند دانستن اين قسمت تقريبا براى همه لازم است و اهل علم و ساير مردم در آن برابرند زيرا همه مكلف به انجام آن هستند از قبيل دانستن عدد ركعات نماز و چگونگى روزهء رمضان و حج و حرام بودن « فواحش » كارهاى زشت و ناپسند و اينكه براى خدا حقى در اموال ايشان است و نظاير اينها ، ديگر اخبار خاصّه كه مربوط به پارهاى از اختصاصات احكام است كه دانستن آنها براى عموم واجب نيست و براى جامعه هم واجب كفائى است از قبيل بيان وظيفهء نماز گزار در مورد سهو كه براى كدام مورد سجده واجب است و مبطلات حجّ و اينكه در چه مواردى كفاره و فديه واجب است و نظاير اينها ، به اين جهت است كه اخبار راست و صحيح را بايد جست و پذيرفت و چون اطاعت رسول خدا بر همه واجب است نمىتوان آن اخبار را ردّ نمود ، بايد توجه داشت كه اگر حجت با اخبار ثابت نمىشد پيامبر در خطبهء معروف خود كه امور دينى را به حاضران در جلسه آموخت نمىفرمود كه حاضران در اين جلسه مطالب را به غائبان تبليغ كنند و چه بسا تبليغ شده كه از شنوندهء اصلى و اوّلى حديث شنواترست ، و از عبد الله بن مسعود روايت شده است كه رسول خدا فرمود ، خداوند شاد و بشاش نمايد هر كس را كه حديثى از ما بشنود و همانطور كه آن را شنيده است تبليغ نمايد و چه بسا تبليغ كننده كه از شنوندهء پيشين حديث شنواتر و نگهدارندهتر است . شافعى ميگويد چون رسول خدا شنودن اخبار و رساندن آن را به ديگران مستحب مؤكد دانسته است و حكم اين موضوع و امر آن واحد است دليل بر آنست كه تبليغ حديث آن حضرت بهر حال موجب اقامهء دليل و برهان براى كسى است كه